یه سلام به همه بروبچز پشت کنکوری، روی کنکوری و بعد کنکوری. (فعلا این سه حالت واسه کنکوری های عزیز ثابت شده! کسایی که می خوان کریستف کلمب بازی در بیارن، حالت های دیگه رو بگن!!!)
خب دیگه، خوبین؟ چه خبرا؟ کنکور چه طور بود؟ شیر هستین یا روباه؟! (بی ادب، خر به معنی خردمند هست!)
دیگه کنکور رو دادی و حالا برو عشق و حال کن. سوییچ ماشین پدر گرامی رو به طرز ماهرانه ای بردار و از خونه برو بیرون. می دونم که بعد از یه سال دوری از ماشین، بازم پشت ماشین نشستی و داری حالشو می بری! ولی این قدر بی جنبه بازی درنیار که ملت فکر کنن عقده ای شدی! ماشین رو از توی کوچه به سلامت بردی توی خیابون و حالا هی گاز بده... گاز بده... گاز بده (جو گیرهای عزیز، مثل فرشید بخونین!) رسیدی سر چهارراه و وقت اینه که دستی رو بکشی و یه حالی به خودت بدی! آهاااااای، چی کار می کنی؟! چرا از توی حیاط خونه مردم سر در آوردی؟! چند دغعه باید بهت بگن مثل ...بوووووق... گاز نده؟! (من معذرت می خوام!) حالا گریه نکن، تا بیشتر از این گند نزدی برو خونه تون! (خونه شون، خونه مون!!!)
توی خونه، با گردن کج میری پیش بابات!
سـ...سـ...سلام بابا! داشتم راه خودمو می رفتم که یه ... (ماشینی که توی همه تصادفا مقصره!) زد به ماشین و فرار کرد!!!
بابات: مطمئنی که تو نزدی به اون؟!
_آره ه ه ه ه، صد در صد مطمئنم!
بابات: آخه بچه، من به تو چی بگم؟!
(جریان خانوادگی شد و دیگه ما کاری نداریم!)
یه خسته نباشید به کنکوریای گل: محبوبه جون (همون لحظه تنهایی!)، آزاده جون (آزی معروف!)، آقای م.الف ) ( morina sunson!، مژگان خانوم گل (خودم که میشناسمش کافیه!)، هانی خانوم عرفانه اینا (چه زود پسر خاله میشم؟!)، سمیه (دوست غیابی خودم!!!)، دنیا (آبجی بزرگه لادن و محمد!).
دیگه اسم کنکوریای خاص، به طور خاص (!) یادم نمی یاد!!! سازمان حمایت از کنکوری های خاص!
تا توی این گرمای 40 درجه ذوب نشدم بصدا! (همون بکامنت قبل!!!)

نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم تیر 1387 | موضوع: